برای کسی که نیست

این برای کسی که نیست آخر بود...شاید برای کسی که هست
نوشتم ولی برای کسی که نیست دیگه نمینویسم![]()
یکشنبه یه جلسه داشتیم در مورد عشق...من که آخرش نفهمیدم عشق چیه
ولی میدونم عشق یه چیزی مث کشک و دوغ
(البته عشقی که بحث جلسه ی ما بود)
این چیزی که خیلیا بش میگن عشق واقعا عشق نیست...یه نیاز یا یه
هوس یا ...مال دو روزم بیشتر نیست ،بعدشم اون احساس کم کم
تموم میشه میره پی کارش...این احساس میتونه به دفعات بوجود بیاد
تا بالاخره....
ولی قبلا گفتم بازم میگم عشق برای من یه تعریف بیشتر نداره:
دوست داشتن ابدی![]()
من نمیدونم اینا که از نگاه عاشق و عشق یه طرفه و احمقیت عشق و
تناسب پاکی با احمقیت حرف میزنن چه فکری با خودشون میکنن..؟؟؟
فکرای قیشنگ قیشنگ حتما که من ازش هیچی نوفهمم...![]()

يه روز آدم عاشق دريا شد . اونقدر که با تموم وجودش خواست تنها چيز با ارزشي که داره بده به دريا پس پوست سينه اش و دريد و قلبش و کند و انداخت تو دريا
موجي اومد و نه دلي موند و نه آدمي
خدا دل آدم و از دريا گرفت و دوباره گذاشت تو سينه اش . آدم دوباره آدم شد ولي امان از دست اين آدم
دو روز بعد آدم عاشق جنگل شد . دوباره پوست نازک تنش رو جر داد و دلش و پرت کرد ميون جنگل . باز نه دلي موند و نه آدمي
خدا ديگه کم کم داشت عصباني ميشد . يه بار ديگه دل آدم و برداشت و محکم گذاشت تو سينه اش . ولي مگه اين آدم ، آدم مي شد . اين بار سرش و که بالا کرد يه دل که داشت هيچي با صد دلي که نداشت عاشق آسمون شد . همه اخم و تخم خدا يادش رفت و پوست سينه اش و جر داد و باز دلش و پرت کرد ميون آسمون
دل آدم مثل يه سيب سرخ قل خورد و قل خورد و افتاد تو دامن خدا
نه ديگه ... خدا گفت ... اين دل ديگه واسه آدم دل نميشه
آدم دراز به درازچشمش به آسمون رو زمين افتاده بود . خدا اين بار دل رو گذاشت سر جاش بس که از دست آدم ناراحت بود يه قفس کشيد رو دل آدم که ديگه يعني آهان بسه ... ديگه بسه
آدم که به خودش اومد ديد که اي دل غافل ....چقدر نفس کشيدن براش سخت شده
چقدر اون پوست نازک روي سينه اش سفت شده دست کشيد به روي سينه اش و وقتي فهميد چي شده يه آهي کشيد .... يه آهي کشيد همچين که از آهش يه رنگين کمون درست شد و اين اولين بار بود که رنگين کمون قبل از بارون درست شد
بعد هي آدم گريه کرد و هي به آسمون نگاه کرد . روزها و روزها گذشت و آدم با اون قفس سنگين ، خسته و تنها روي زمين سفت خدا قدم مي زد و اشک مي ريخت . آدم بيچاره دونه دونه اشکاش و که مي ريخت روي زمين و شکل مرواريد مي شد بر مي داشت و پرت مي کرد طرف خدا توي آسمون تا شايد دل خدا براش بسوزه و قفس و برداره
اينطوري بود که آسمون پر از ستاره شد
ولي خدا دلش براي آدم نسوخت . خلاصه يه شب آدم تصميم خودش و گرفت . يه چاقو برداشت و پوست سينه اش و پاره کرد . ديد خدا زير پوست اش چه ميله هاي محکمي گذاشته .. دلش و ديد که اون زير طفلکي مثل دل گنجشک مي زد و تالاپ تولوپ مي کرد
انگشتاش و کرد زير همون ميله اي که درس روي دلش بود و با همه زوري که داشت اون و کند . آخ ... اونقدر دردش اومد که ديگه هيچي نفهميد و پخش زمين شد
خدا از اون بالا همه چي رو نگاه مي کرد . دلش براي آدم سوخت . استخون برداشت و ماليد به دريا و آسمون و جنگل
يه هو همون تيکه استخون روي هوا رقصيد و رقصيد
چرخيد و چرخيد
آسمون رعد زد و برق زد
دريا پر شد از موج و توفان و درختاي جنگل شروع کردن به رقصيدن
همون تيکه استخون يواش يواش شکل گرفت و شد يه فرشته با چشماي سياه مثل شب
با موهاي بلند مثل آبشار توي جنگل
اومد جلو و دست کشيد روي چشماي بسته آدم
آدم که چشماش و باز کرد اولش هيچي نفهميد هي چشماش و ماليد و ماليد و هي نگاه کرد
فرشته رو که ديد با همون يه دل که نه با صد دلي که نداشت عاشقش شد
همون قد که عاشق آسمون و دريا و جنگل شده بود نه ...... خيلي بيشتر
پاشد و فرشته رو نگاه کرد . دستش و برد گذاشت روي دلش همون جا که استخونش کنده شده بود . خواست دلش و در بياره و بده به فرشته . ولي دل آدم از بين اون ميله ها در نمي اومد بايد دوسه تا ديگه از اونا رو هم ميکند
تا دستش و برد زير استخون قفس سينه اش فرشته خرامون خرامون اومد جلو و دستاش و بازکرد و آدم و بغل کرد
سينه اش و چسبوند به سينه آدم
خدا از اون بالا فقط نگاه مي کرد با يه لبخند رو لبش
آدم فرشته رو بغل کرد . دل آدم يواش و يواش نصفه شد و آروم آروم خزيد تو سينه فرشته خانوم . فرشته سرش و آورد بالا و توي چشماي آدم نگاه کرد
آدم با چشماش مي خنديد
فرشته سرش گذاشت روي شونه آدم و چشماش و بست
آدم يواشکي به آسمون نگاه کرد و از ته دلش دست خدا رو بوسيد
اونجا بود که براي اولين بار دل آدم احساس آرامش کرد
خدا پرده آسمون رو کشيد و آدم و با فرشته اش تنها گذاشت
آره اين جوريه که آدم مي خواد عاشق بشه
آره اين جوريه که آدم مي خواد دلش و بده به عشقش
و آره اينجوريه که بايد هر دلي رو به صاحب دلش سپرد
و آره اينجوري بود که من دلم و سپردم دست تو
تا برام نگهش داري

سلام عزيز مهربون اجازه هست بشم فدات...؟ اجازه هست تو شعر من اثر بذاره خندهات...؟ شب كه مياد يواش يواش با چشمزنه ستاره هاش اجازه هست از آسمون ستارهكش برم برات..؟اجاز ه هست بياي پيشم يه كم بگم دوست دارم؟ تو هم بگي دوسم داري بارون بشم دل ببارم بريم تو باغ اطلسي بي رنج و درد بي كسي بهت بگم اجازه هست گل روي موهات بذارم اجازه هست خيال كنم تا آخرش مال مني..؟ خيال كنم دل منو با رفتنت نمي شكني اجازه هست خيال كنم بازم مياي مي بينمت؟
غروب شد خورشيد رفت. آفتابگردان دنبال خورشيد ميگشت ناگهان ستار اي چشمک زد آفتابگردان سرش را پايين انداخت. آري.... گلها هيچوقت خيانت نميکنند![]()

عشق...
عشق........
بلدي بنويسيش؟؟؟
ميتوني هجيش كني؟؟؟
بلدي بخشش كني؟؟؟
اصلا ميدوني چند بخشه؟؟؟
اصلا ميدوني چند حرفه؟؟؟
اصلا به سنت مي خوره؟؟؟
اصلا به قدت مي خوره؟؟؟
اصلا ميدوني با چه عيني مي نويسنش؟؟؟
خوب حالا گيرم كه خودتو كشتي همه اينارو ياد گرفتي
بلد شدي بنويسيش بلد شدي هجيش كني بلد شدي بخشش كني
فهميدي كه چند بخشه به سنتم خورد به قدتم خورد
همه اينارو فهميدي باريكلا .... آفرين
ولي فكر نكنم هنوز معني شو فهميده باشي آخه همه اينارو تئوري ياد گرفتي
ولي بايد تجربش كني.............
بايد حسش كني بايد قلبت بعضي موقعه ها واسش تند تر بزنه بايد بعضي موقعه ها دلت واسش تنگ بشه
بايد بعضي موقعه ها چشمات واسش تر شه بايد بعضي موقعه ها از دستش عصباني بشي بايد بعضي موقعه ها باهاش از ته دل بخندي
بازم گيريم كه اينارم ياد گرفتي بازم همه اينارو فهميدي ولي بازم يه چيزي مي مونه.....
مي دوني چي مي مونه اون موقعه اي كه مجبوري ازش جدا شي اون موقعي اي كه مجبوري تنهاش بزاري اون موقعي اي كه تنهات ميزاره اون موقعي اي كه اونقدر ازش خوش مي ياد كه دوست داري واسه هميشه کنارش باشي اون موقعي اي كه واسه موندش انقدر گريه مي كني كه ديگه اشكات خشك مي شه.
تازه اينجاس كه معني يه چيزي ديگرو هم مي فهمي هق هق كردن مي دونم كه حتما شنيدي ولي هنوز تجربش نكردي.
ولي مطمئن باش كه قشنگه با همه خوبي يا و بدياش.

معادله ی دو مجهولی
چند وقتی است که نگاهم در نگاهت ضرب گشته
تابع یک به یک چشمان ما در تما شا غرق گشته
تمام برگهای دفترم تیره و خط خطی اند از دست تو
چند وقتی است که معکوس نبود تو با وجودم جمع گشته
به توان
n تو را من دوست میدارم برایت باز کافی نیستتمام ماتریس قلبم پر است از تو که می دانی درایه جای خالی نیست
نمی دانم کدامین راه حل باید برای حل این مبهم
تمام برگه ات را پر کنی از ایکس خوابت باز کافی نیست
اگر از من بگیری مشتق آخر نمی یابی مگر عشقت
شکستن به
limit بی نهایت میل کند تا من شده مشقتبگیر از این منفی کمی مثبت تر از بودن
از آن منفی پشت پرده ی قلبت خودم خواندم که من منهای تو گشته همه حرفت
این همه ستا یشت میکنم و باز هم مغروری
بردار تمام بی وفایی ها را رسم کنم تو در آن معلومی
باز هم تمام تمرین های عشوه ی تو حل کردم
وای از آن معادله که تو در آن مجهولی
شریک سقف من نیستی ،بذار همسایه باشیم و فقط یک دونه دیوارو شریکم باش...شریکم باش
شریک عمر من نیستی ،بیا هم لحظه باشیم وهمین یک لحظه دیدارو شریکم باش...شریکم باش
فقط در حد یک لبخند لبت رو قسمت من کن ،اگه خورشید من نیستی بیا و شمع و روشن کن
تمنای شرابم نیست ،یه جرعه آب شریکم باش . کنار چشمه رویا یه لحظه خواب شریکم باش
شریک زندگیم نیستی،شریک آرزویم باش.اگه نیستی کنار من ،بیا و روبرویم باش
سلامی کن گه و گاهی به نام آشنا بر من ،همین اندازه هم بسه برای شور دل بستن
غزل خونم نباش اما ،به حرفی ساده شادم کن .اگه دیدی من و بشناس ،نمی گم این که یادم کن
یه عشق نا بسامان و چه سامانی از این خوش تر
شکایت نامه دل رو چه پایانی از این خوش تر

فرق پول گرفتن دخترها و پسر ها از عابر بانک چیست؟
________________________________________
پسرها
با ماشين ميرن به بانک، پارک ميکنن، ميرن دم دستگاه عابر بانک
کارت رو داخل دستگاه ميذارن
کد رمز رو ميزنن، مبلغ درخواستی رو وارد ميکنن
پول و کارت رو ميگيرن و ميرن

دخترها
با ماشين ميرن دم بانک
در آينه آرايششون رو چک ميکنن
به خودشون عطر ميزنن
احتمالاً موهاشون رو هم چک ميکنن
در پارک کردن ماشين مشکل پيدا ميکنن
در پارک کردن ماشين خيلی مشکل پيدا ميکنن
بلاخره ماشين رو پارک ميکنن
توی کيفشون دنبال کارتشون ميگردن
کارت رو داخل دستگاه ميذارن، کارت توسط ماشين پذيرفته نميشه
کارت تلفن رو ميندازن توی کيفشون
دنبال کارت عابربانکشون ميگردن
کارت رو وارد دستگاه ميکنن
توی کيفشون دنبال تيکه کاغذی که کد رمز رو روش ياداشت کردن ميگردن
کد رمز رو وارد ميکنن
۲دقيقه قسمت راهنمای دستگاه رو ميخونن
کنسل ميکنن
دوباره کد رمز رو ميزنن
کنسل ميکنن
دوست پسرشون رو صدا ميزنن که کد صحيح رو براشون وارد کنه
مبلغ درخواستی رو ميزنن
دستگاه ارور (خطا) ميده
مبلغ بيشتری رو درخواست ميکنن
دستگاه ارور (خطا) ميده
بيشترين مبلغ ممکن در خواست ميکنن
انگشتاشون رو برای شانس رو هم ميذارن
پول رو ميگيرن
برميگردن به ماشين
آرايششون رو توی آينه عقب چک ميکنن
توی کيفشون دنبال سويچ ماشين ميگردن
استارت ميزنن
پنجاه متر ميرن جلو
ماشين رو نگه ميدارن
دوباره برميگردن جلوی بانک
از ماشين پياده ميشن
کارتشون رو از دستگاه عابر بانک بر ميدارن. (حواس نمیذار برای آدم )
سوار ماشين ميشن
کارت رو پرت ميکنن روی صندلی کنار راننده
آرايششون رو توی آينه چک ميکنن
احتمالاً يه نگاهی هم به موهاشون ميندازن
مندازن توی خيابون اشتباه
برميگردن
ميندازن توی خيابون درست
پنج کيلومتر ميرن جلو
ترمز دستی رو آزاد ميکنن. (ميگم چرا انقدر يواش ميره )
بامزه بود نه؟؟؟

چشمات وقتی زیباست که مال اشک باشد .اشک وقتی زیباست که مال عشق باشد .عشق وقتی زیباست که مال تو باشد .تو وقتی زیبایی که دستت تو دماغت باشه

اگه پسرا نبودن ...
اگه پسرا نبودن کي مامانا رو دق مي داد؟
اگه پسرا نبودن کي خونه رو مي کرد باغ وحش؟
اگه پسرا نبودن تو دانشگاه استاد کيو ضايع مي کرد؟
اگه پسرا نبودن دخترا به چي مي خنديدن؟
اگه پسرا نبودن دخترا کيو سر کار مي ذاشتن؟
اگه پسرا نبودن دخترا کيو تيغ مي زدن؟
اگه پسرا نبودن کي تو کلاس مي رفت گچ مي ياورد؟
اگه پسرا نبودن کي اشغالا رو مي ذاشت جلوي در؟
دیگه باید یه جوری تلافی مطالب بالایی ها رو درمی آوردم ![]()
اگه عشق من تو نیستی....................خوب حتما یکی دیگست![]()
مهم اين نيست که تو اَددليست مسنجرمون چند نفر اَدد شدن.مهم اينه که تو قلبمون فقط 1نفر ادد شده باشه که با هم آن بشيم، باهم آرشيوه زندگي رو دوره کنيم و با هم آفف بشيم. امّا بايد يادمون باشه پسورده دوستيمونو جوری بسازيم که کسی نتونه هکمون کنه.
آفريقيها يه ضرب المثل دارن که ميگه:" هشابن تنت هب رس ماخيم"، يعنی خيلی دوستت دارم، اينقدر که جونم را برات ميدم، جالب اينه که اگه برعکس بخونی هم همين ميشه، ميگی نه بر عکس بخونش (حتماً بر عکس بخونیش ها) !!!
مضرات امتحانات : افزایش بار علمی به طور نا خواسته ! کمبود شدید خواب و کاهش زمان لالا از هفت ساعت به هفت دقیقه ! رواج فرهنگ غلط پاچه خواری ! برای معلمان ! افزایش خشونت علیه حیوانات (خر زنی !!!) چپ و چول شدن چشمها بر اثر روش های غلط تقلبی ! سردرد حاصل از تمرکز شدید برای یافتن راههای مدرن تقلب.
فـــــــــــــــرهنگ لغات
آدامس : تنها چيزي كه توي دهان خانم ها بند مي شود
آدم خوار: انسان دوست افراطي
آدم مغرور: كسي كه اگر جلاد بخواهد گردنش را بزند بگويد : يه وجب بلند تر بزن
احمق: كسي كه دختر همسايه را در تاريكي نبوسد
ادب : يعني كمك به يك خانم زيبا در عبور از خيابان حتي اگر به كمك احتياج نداشته باشد
ازدواج : قمار زندگي است و در قمار معمولا برد با كسي است كه بيشتر تقلب كند
الكل : مايه گرانبهايي كه همه چيز را محفوظ نگاه مي دارد مگر اسرار را
اوراقچي : تنها موجودي كه زنها را بهترين رانندگان دنيا ميداند
ايده آل : شوهري كه بتواند با زنش بهمان دقت و ملايمتي كه در مورد اتومبيل تازه اش دارد رفتار كند
بزبيار : فلك زده اي كه زنش زشت و كلفتش بيريخت باشد
بوسه : تصادفي كه فقط يك سيلي به آدم ضرر مي زند
بيست سالگي : دوراني كه پسر ها دنبال معشوقه مي گردند دختر ها دنبال شوهر
چشم : عضويكه چشم چرانها با آن ارتزاق مي كنند
خسيس : كسي كه وقتي خانه اش آتش مي گيرد براي اينكه پول تلفن ندهد تا اداره آتش نشاني بدود
خوش بين : مردي كه تصور كند وقتي زني پاي تلفن خداحافظي كند گوشي را خواهد گذاشت
دست : عضوي كه در سينما نزد صاحبش بند نمي شود
دوران تجرد : دوراني كه معمولا براي مردها بعد از ازدواج شروع مي شود
رفيق : كسي كه هميشه به شما مقروض است
رقص : بهم چسبيدن با اتيكت دو جنس مخالف
زوج ايده آل : شوهر كر و زن لال
سوءظن : سعي در دانستن چيزيكه بعدا" انسان آرزو مي كند اي كاش آنرا نمي دانست
سينما : جايي كه پشت سر شما حرف مي زنند
عشق : دردسري كه براي فراموش كردن آن بايد عشق تازه تري پيدا كرد
سرخ پوست : مرد خوشبختي كه وقتي زنش اورا مي بوسد صورتش ماتيكي نمي شود
سنجاق قفلي : تنها قفلي كه بدون كليد باز مي شود
ماچ : بوسه اي كه هنوز رنگ آرتيستي نگرفته
مرد مجرد : كسي كه هنوز عيوبي دارد كه خود نمي داند
معجزه : دختر خانمي كه زنگ آخر جيم شود و به سينما نرود
موش : خانم هايي كه نصفه شب به جيب شوهر هايشان شبيخون مي زنند
هالو : شوهري كه دستكش ظرفشويي را بجاي اندازه دست خودش اندازه دست زنش بخرد
نمره ۲۰ کلاسو نميخوام بهترين کفشو لباسو نميخوام
هكر کچل روم مشهديون اون که جاش تو Pm هاست رو نميخوام
مورنوبای سيبيلو رو نميخوام سحر سنگ صبور رو نميخوام
سارنگ آسو پاسو نميخوام مهندس بی کلاسو نميخوام
من تو رو ميخوام اونا رو نميخوام بوترم تویي تو ميدونی سحررو نميخوام
ميدونم send to all ام هميشه عادتمه قلب نميخوام
از خدا يه عشق تازه نميخوام اون عسل که اهل سازه نميخوام
جلسه های جور واجور نميخوام عاشق های کر و کورو نميخوام
مستر شاهين آفلاين کلی رو دکترای بی حيا رو نميخوام
بی تو هيجی از ياهو نميخوام تو مشنگی من آدم نميخوام
يکی پرسيد اگه آنلاينت نشه حتی اين آی دی زشت رو نميخوام
من تو رو ميخوام اونا رو نميخوام هکرم تويی تو ميدونی کينگ رو نميخوام
نمی دانم آنهایی که خودکشی می کنند را باید اسوه شجاعت بدانم یا اسوه ترسویی یا اسوه خرییت ؟؟؟؟؟
![]()
دلتون می آد نظر ندین ؟؟؟![]()
































